آیا تجویز کردن کتاب های فلسفی مقدماتی برای نوجوانان صحیح است؟

آیا تجویز کردن کتاب های فلسفی مقدماتی برای نوجوانان صحیح است؟

از وقتی در بین کودک و نوجوانان ایرانی فلسفه رواج یافت، همیشه سوال می شد که چگونه تفکر فلسفی می تواند کودکان و نوجوان ها را با فلسفه واقعی آشنا کند یا آن ها را آماده تر کند.

طبق گزارشی که مهر داده است، در موضوع فلسفه کتاب های مقدماتی زیاد وجود دارد ولی برای تدریس کردن در دبیرستان هیچکدامشان مناسب نیستند به دلیل این که آموزشی بودن با مقدماتی بودن تفاوت دارد.

با توجه به این که از دو دهه قبل کودکان و نوجوانان کشورمان به فلسفه علاقه مند شدند باید مثل همیشه بگوییم که چگونه می توان با تفکر فلسفی کودکان و نوجوان ها را به سمت درک و دریافت مفاهیم واقعی فلسفه برد تا آن ها با فلسفه واقعی که اصطلاحات تخصصی واقعی هم دارند آشنا شوند.

با اینکه حال و احوال ذهن می تواند استدلالی یا جزءپرداز شوداماهنوز هم نمی شود بدون اینکه اصطلاحات فلسفی را آموخت، به فضایی که سنت فلسفه درون آن است وارد شد.

این فضا فضایی است که در آن هرکسی چه آماتور باشد چه حرفه ای ترین، از اصطلاحات مشابهی استفاده می کنند که آن ها هم کم یا زیاد می تواند این اصطلاحات را درک کنند، شاید درمورد معنای اصطلاحات با هم اختلاف داشته باشد یا همه آنها اندازه هم از عمق نرسیده باشند.

برای این کمبود فکر می کردنند که مشکلی وجود ندارد و نوجوان ها باید کتاب های مقدماتی را مطالعه کنند.

تقریبا ده، پانزده سال قبل بود که دکتر حمید طالب زاده که تدوین گر کتاب درسی فلسفه برای دوره پیش دانشگاهی بود، گفت کتاب آموزشی نوشتنش سخت تر از کتاب تخصصی است.

ایشان بر این باور بودند که کسی که این گونه کتاب هارا تدوین می کند باید درک فلسفی اش به گونه ای باشد تا بتواند این چیز های سخت را برای کودکان و نوجوانان توضیح دهد.

در این اظهار نظر خودمانی ما با تفکیک مهمی رو برو شدیم، تفکیک مخاطب فلسفه از سنت فلسفی.

تفکیکی که برای کودکان و همچنین کتاب های مقدماتی در بن فلسفه لحاظ شده است.

بخاطر اینکه به آن ها توجه نمی کنیم شاید در هنگام تجویز هرکدام از آن ها دوچار اشتباه شویم، برای نوجوان ها تجویز کردن کتاب مقدماتی نمی تواند درست باشد زمانی که متاب مقدماتی است پس مخاطب نا آشنا است اما وقتی میخواهیم همین کتاب را برای تدریس پیشنهاد دهیم، یادمان می رود که مخاطب کلاس درسی مثل مخاطب دبیرستانی چه نیاز هایی دارد.

مثل این می ماند که او رااز موقیت، تکالیف و نیاز های آموزشی جدا در نظر بگیریم.

مخاطب های کتاب مقدمانی آن هایی هستند که فقط این صفت را دارند: کسانی که هنوز برای غوامض فلسفی و مفاهیمش آماده نشده اند ولی کسی که در حال تحصیل می باشد حتما احتمالا در فرهنگی زندگی می کند که به مثابه میراث از نوعی سنت فلسفی برخورداراست و شاید او برای شکوفا کردن میراثی که به او رسیده است درس می خواند.

دانش آموزان باید در ابتدا توانایی این را داشته باشند که مفاهیم ار از ابتدا، در کلاس و به کمک مربی فرا بگیرند و بعد از آن به بحث های پیچیده تر وارد شوند البته آن ها باید به کمک همین درس بتوانند خود را با سایر آموزش هایی که با این درس می بینند منطبق سازند.

این وظیفه کتاب های مقدماتی نیست که مخاطب را با سنت و اوضایی که در دوروبرش دارد هماهنگ کنند، این کتاب ها فقط به آماده سازی مخاطب مبتدی برای آینده ای فلسفی می اندیشند.

شاید مخاطب مبتدی با یک محصل شباهت هایی داشته باشد اما نهایتا با هم تفاوت های جدی دارند و همین تفاوت ها در زمان تدوین کتاب فبلسفی باید لحاظ شود.

آیا تجویز کردن کتاب های فلسفی مقدماتی برای نوجوانان صحیح است؟

اکنون که در روزهای اول مهر و آغاز فصل جدید مدرسه ها هستیم باز هم این سوال در ذهن من ایجاد شده که ذهنم را به خود مشغول کرده از قضا با کتابی برخورد کرد که اولین بار نظر مرا جلب نکرد کتابی که توجه من را جلب نگرد کتاب پرسش های بزرگ در زیبایی شناسی بود که از نویسنده گمنامی به نام کنت پگلر بود ولی دیدم که ترتیب و فصل بندی خوبی دارد، این فصل بندی و ترتیب با موضوع نویسنده هم ارتباط دارد چرا که کتابی است درسی آن هم در با وضوع زیبایی شناسی.

در کتاب پرسش های بزرگ در زیبایی شناسی هیچ اثری از تاب هایی که می گویند مقدماتی است دیده نمی شود.

در این کتاب نظریه های زیباشناسی را یکی یکی برسی نکرده یا به دقایق نضریه ها نپرداخته است که بخواهد ایراد های آن را بگیرد و از اینکه آن ها را مستقیما مطرح کند چشم پوشی کرده است.

علاوه بر همه این ها در آن هیچ چیزی از تاریخ زیبایی شناسی یافت می شود البته گاهی در بین بحث ها جهت یادآوری گفته شده که مثلا فلان نظریه در فلان تاریخ یا دوره تاریخی گفته شده است و برای پر کردن جای آن ها از مطرح کردن سوالات اصلی استفاده کرده است.

هرکدام از سوال های این کتاب دارای مفهومی هستند که همزمان با هم نسبت هایی دارند. برای مثال مفاهیمی مانند کیفیت یا لذت را برای بحث از چیستی زیبایی بکار برده است.

در این کتاب و مثال ما نویسنده دقیقا مشخص می کند که کیفیت چیست و چند نمونه دارد یا چگونه مربوط به خود اثر می شود، ولی خب ما این را هم می دانیم که لذت چزها در درون خود انسان وجود دارد که تحت تاثیر کیفیت ها به جنبش در می آید.

نویسنده این کتاب جای هرکدام از این مفاهیم و تقدم یا تاخر آن ها را به علاوه نسبت آن ها باهم به وضوح نشان داده است تا بتوااند نظم قابل قبولی را به ذهن مخاطب هایش بدهد.

در بعضی از جاهای این کتاب می بینید که از مخاطب می خواهد برای تجربه مفاهیم در درون خودش کتاب را کنا بگذارد تا نظر خودش را بیاموزد.

به همین دلیل طرح کتاب این است که ذهن خود را منظم کن و آنگاه تلاش کن مسئله پیش رو را که حالا دیگر در جای مناسب قرار گرفته، تجربه کن، رویکردی که باعث عمق بخشیدن به مفاهیم شده است و از داوری در مورد نظریه ها دور شده است، دقیقا همان نیازی که برای کتاب آموزشی باید به آن توجه کنیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن