برنامه های درسی خیلی حافظه ها را درگیر می کند

یکی از مدرسین دانشگاه و عضو هیئت علمی می گوید: قبلا مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین بودم در آن زمان آسیب هایی را شناسایی کردیم، مثلا یکی از آن ها این  چالش بود که برنامه های درسی خیلی زیاد حافظه گرا و یا دانش گرا هستند طوری وقتی برنامه ای فقط روی دانش تمرکز می کند باید هم از شخصیت و دیگر جنبه ها یا ابعاد ی دانش آموز غافل شود.

  برنامه های درسی حافظه ها را درگیر می کند

طبق گزارشی که ایسنا داده است در یکی از قسمت های برنامه تلویزیونی پرسشگر، حجت الاسلام دکتر علیرضا صادق زاده مهمان بود که عضو هیئت علمی و مدرس دانشگاه هستند.

پرسشگر نظر خود را اینگونه مطرح کرد که سند تحول بنیادین و برنامه درس ملی اسناد بالادستی هستند و بهتر است به آن ها بیشتر توجه شود، زمانی برنامه ای موفق می شود که به چالش های آموزش و پرورش در هر حوزه ای پاسخ دهد.

وی گفت: قبلا مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین بودم در آن زمان آسیب هایی را شناسایی کردیم، مثلا یکی از آن ها این  چالش بود که برنامه های درسی خیلی زیاد حافظه گرا و یا دانش گرا هستند طوری وقتی برنامه ای فقط روی دانش تمرکز می کند باید هم از شخصیت و دیگر جنبه ها یا ابعاد ی دانش آموز غافل شود.

این مدرس دانشگاه می گوید: معضلی که برای نظام آموزشی درسی وجود دارد این است که نگاهی تفکیکی بین هدف ها و نظرهای شناختی، علمی و عاطفی وجود دارد بطوری که به هدف شناختی توجه گسترده تری شده است اما به بخش های دیگر تقریبا بی توجهی  شده است.

مشکل دیگری که وجود دارد این است بین دو بعد آموزش و پرورش تفکیک خطرناکی وجود دارد، مثلا برخی فکر می کنند که باید امور تربیتی جدا از آموزش باشد که این بسیار آسیب زننده است.

صادق زاده می گوید: در برنامه درسی نگاهی غیرواقع بینانه و ایده آل گرایانه وجود دارد در صورتی که باید در مدرسه ها هدف های علی الاصول تحقق یابد.

ایشان اضافه کردند: که برنامه درسی به سوی تکوین و تقویت هویت مشترک رفته است و باید به سمت هویت بخشی یا زمینه سازی شکل گیری هویت فردی و ملی و… مربیان برود.

ما با برداشتن نگاه تفکیکی به مفهوم شایسته پروری رسیدیم و این راهم گفتیم که هر کسی دوست دارد هویتش شکل بگیرد باید دنبال نسبت خود با خالق، محیط و خود بگردد، باید زمینه ای جهت درک و اصلاح موقعیت ایجاد شود این همان شایستگی محوری است، هویت که خم رنگرزی نیست…

این عضو هیئت علمی اعلام کرد یک نگاه دیگری که در برنامه درسی وجود دارد این است که به سوی تقسیم بندی الزامی، اختیاری و انتخابی رفته ایم.

وی اضافه کرد که ما مراتب و سطح های شایستگی را در مبناهای نظری برنامه درسی در نظر گرفتیم و باید روش هایی برای حل کردن مشکلات وجود داشته باشد.

یکی از روش های ریشه ای این مشکل ها بستن برنامه درسی بسیار تمرکزگرا در ستاد مرکزی است تا راه مداخله و حضور اعضای فعال از ستاد تا مدرسه را ببندیم.

فقط معلم نباید عامل اجرا باشد، ما سطح های مختلف را برای آزادسازی برنامه درسی در زیر نظام برنامه درس ملی دیدیم.

این مدرس دانشگاه گفت بنظر شما چقدر روی تمرکز زدایی از حوزه برنامه درسی در آموزش و پرورش کار شده است؟ به معلمان، منطقه و استان چقدر اجازه مداخله دادیم؟ زمانی که می گوییم هدف های ویژه باید هدف های یک استان در بعضی از درس ها با استان دیگر  تفاوت داشته باشد.

صادق زاده همچنین گفت باید کارگزاران تعلیم و تربیت را به صورت رسمی بشناسیم و بخشی از برنامه ریزی درسی را به آن ها بسپاریم، آن موقع می توانیم بگوییم که به سمت اجرا رفته ایم.

برای مثال 60 درصد محتوای اجباری را معلم تدریس کند و بقیه تدوین محتوا بر اساس شرایط دانش آموز ها در اختیار معلم باشد.

یکی از مشکلات ما این است که همه کارها را خودمان در مرکز به عهده می گیریم و کتاب درسی را مساوی با برنامه درسی می دانیم.

ایشان این را هم گفتند که بهتر است بگذاریم تا بخشی از محتوا به صورت ساعت کمک درسی و فعالیت های انتخابی و اختیاری باشد نه اینکه برنامه درسی فقط به صورت اجباری باشد.

معلم های ما باید نقش آفرین باشند و البته برنامه ریزی هم کنند، برای رسیدن به هدف ها راهی جز تعامل و هم افزایی همه عوامل به آنها به اضافه اعتماد کردن وجود ندارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن